تبليغاتX
قلب سبز من
قلب سبز من
زندگی بهانه است ،زيباترين بهانه برای زيبا زيستن

I don't remember when did i start to forget who i am


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 آذر1388 توسط  °*° شیما °*°
شروع امتحانات = تعطیلی ِ همون یه کم استراحت + نداشتن اعصاب راحت + زیاد شدن اشتها ( برعکس خیلیا که اشتهاشون کم میشه٬ من فقط دوس دارم بخورم وقتی امتحان دارم:دی)
نوشته شده در تاريخ شنبه 30 آبان1388 توسط  °*° شیما °*°
مثل بچه ی آدم دارم برنامه نویسی می خونم.

آخه چون ۲ ماه از شروع ترم گذشته بود که اومدم اینجا. هیچ وقت درست C رو نفهمیدم و چون نمی فهمیدم وقت واسه خوندنش نذاشتم.

اما الان دیگه خطر احساس میشه. هم امتحان عملی  C  دارم و هم تئوری. نمیشه پشت گوش بندازم. یه کم آروم دارم پیش میرم ولی هر چی تا الان خوندم ٬ فهمیدم.

 دلم می خواد با مامانم برم یه کافه. ۳ ساعت حرف بزنم . فقط من حرف بزنم اون گوش کنه. غیبت کنم و کاپوچینو بخورم ... وای می چسبه.

بعدش بریم خرید. و من دنبال لباس و کیف های جدیدی بگردم که تو اینترنت سرچ کردم. واسه کیف که فقط دنبال LV می رم. ( عاطفه خوب حس می کنه کیف LV خریدن چقدر می چسبه ) بعدش هم می رم H&M و Giordano و Lee cooper و .... خلاصه یه خرید درست و حسابی

وای من عقده ی خرید پیدا کردم. یعنی منم عقده ای محسوب میشم؟

 پ.ن. آلبوم Jordin sparks باحاله. دارم گوش میدم. مخصوصا آهنگ One step at a time .  البته این آهنگ رو قبلا هم شنیده بودم و هم کلیپش رو دیده بودم. من و داداشم دوسش داریم :)

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 آبان1388 توسط  °*° شیما °*°
اینجا کاپوچینو هم پیدا میشه اونم مارک Nestle 

خدا رو شکر :دی

پ.ن. شروع کردم به شماره گذاشتن واسه پستایی که عنوان ندارن. ولی حوصله ندارم واسه همه شماره بذارم. فقط ۷ تای قبلی رو شماره گذاشتم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 آبان1388 توسط  °*° شیما °*°
آخه من چرا اینقدر خوش شانسم؟؟؟؟

سه شنبه امتحان دارم و دستم هم رگ به رگ شده.

حالا با دست باند پیچی شده و با درد زیاد درس می خونم. دیگه بهتر از این نمیشه :دی

i need to have a chit chat with karma :D


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 آبان1388 توسط  °*° شیما °*°
Blog Skin