I don't remember when did i start to forget who i am

آخه چون ۲ ماه از شروع ترم گذشته بود که اومدم اینجا. هیچ وقت درست C رو نفهمیدم و چون نمی فهمیدم وقت واسه خوندنش نذاشتم.
اما الان دیگه خطر احساس میشه. هم امتحان عملی C دارم و هم تئوری. نمیشه پشت گوش بندازم. یه کم آروم دارم پیش میرم ولی هر چی تا الان خوندم ٬ فهمیدم.
دلم می خواد با مامانم برم یه کافه. ۳ ساعت حرف بزنم . فقط من حرف بزنم اون گوش کنه. غیبت کنم و کاپوچینو بخورم ... وای می چسبه.
بعدش بریم خرید. و من دنبال لباس و کیف های جدیدی بگردم که تو اینترنت سرچ کردم. واسه کیف که فقط دنبال LV می رم. ( عاطفه خوب حس می کنه کیف LV خریدن چقدر می چسبه
) بعدش هم می رم H&M و Giordano و Lee cooper و .... خلاصه یه خرید درست و حسابی ![]()
وای من عقده ی خرید پیدا کردم. یعنی منم عقده ای محسوب میشم؟ ![]()
پ.ن. آلبوم Jordin sparks باحاله. دارم گوش میدم. مخصوصا آهنگ One step at a time . البته این آهنگ رو قبلا هم شنیده بودم و هم کلیپش رو دیده بودم. من و داداشم دوسش داریم :)
خدا رو شکر :دی
پ.ن. شروع کردم به شماره گذاشتن واسه پستایی که عنوان ندارن. ولی حوصله ندارم واسه همه شماره بذارم. فقط ۷ تای قبلی رو شماره گذاشتم ![]()
سه شنبه امتحان دارم و دستم هم رگ به رگ شده.
حالا با دست باند پیچی شده و با درد زیاد درس می خونم. دیگه بهتر از این نمیشه :دی
i need to have a chit chat with karma :D

