![]()
سلام به همه ی دوستای گلم![]()
![]()
همچنین سلام به همه ی کسانی که از من بدشون میاد. اول خواستم بگم سلام به همه ی دوستام و دشمنام که نظرم عوض شد. ممکنه کسانی باشن که از من بدشون بیاد چون همیشه همه آدمو دوست ندارن. ولی دشمن فکر نکنم داشته باشم چون با هیچ کس طوری رفتار نکردم که دشمنم بشه.
خب امروز فکر کنم یه کم سر درد بگیرید چون علاوه بر حرفای خودم می خوام بازی کنم.
از طرف آبجی مریم به بازی دعوت شدم.
وقتی مغزم رو تخلیه کردم.
بعد مفصل بازی رو توضیح میدم و خودم هم بازی می کنم.
خب از امروز بگم. ساعت ۶ بیدار شدم. آخه چه خبره مگه می خوام کله بپزم ![]()
دیشب هم ساعت ۲:۳۰ خوابیدم. ولی اینقدر مامان و بابام میگن شیما که ترجیح می دم بیدار شم به جای خواب با شکنجه.
بابام همیشه حتی روزای تعطیل هم صبح زود بیداره
میگه این خوابیدن تا دیر وقته که شما جوونا رو تنبل کرده. . ولی کلا بعد از اینکه صبحانه خوردم حالم جا اومد و دیگه از اون خواب آلودگی چند دقیقه قبل خبری نبود. دانشگاه هم خوب بود یه کلاس بیشتر نداشتم و زودتر اومدم خونه. راستی یادم رفت بگم تمام صبح داشتم آهنگه Crash and Burn BY Savage garden رو گوش می کردم. من این گروه رو نمی شناسم ولی دیشب آقا سلمان آپ کرده بود رفتم یه سر بزنم که دیدم این آهنگو برای دانلود گذاشته. من هم dl کردم. آهنگ اینقدر قشنگ بود که با همون یه بار شنیدن ازش خوشم اومد. آهنگ رو توی MP3 م گذاشتم و از صبح شونصد بار شنیدم. اگه کسی می خواد آهنگ رو بره به وبلاگه آقا سلمان من لینکش کردم. در ضمن یادتون نره اگه رفتین نظر هم بدین نه فقط آهنگو dl کنید. ![]()
لایریک آهنگ رو هم خودم در نظرات وبلاگه آقا سلمان نوشتم . خواستین بخونین چون معنیش قشنگه.
خب کجا بودم.....
ظهر هم نهار جای شما سبز,قورمه سبزی داشتیم. خیلی چسبید. بعد خواستم بخوابم که رفتم تو اتاقم که ............
و حالا اصل ماجرا: چشمام پر از خواب بود و می خواستم بخوابم ولی اتاقم بازار شام بود.
من از شلختگی و کثیفی به شدت متنفرم ولی نمی دونم چرا این چند روزه اصلا به اتاقم نرسیدم و حسابی به هم ریخته بود. دیگه نخوابیدم و اتاقم رو کردم دسته ی گل ![]()
انگار یه بار از روی دوشم برداشته شد. حالا هم اومدم آپ کنم که بعد برم بخوابم.
مغزم تخلیه شد.
حالا نوبته بازی شد Let's play game
بازی از این قراره که من اسمه ۱۰ نفر از دوستام رو میگم و بعد میگم که منو یاد چی میندازن.
من همینطوری اسمه ۱۰ نفر رو میگم پس خواهشتا دوستای دیگه ناراحت نشن.
اسمها Random انتخاب شده اند.
1. داداش نادر: منو به یاد MESSI بازیکن تیم بارسلونا میندازه.
2. مریم گلی آبجی گلم: منو به یاد گل مریم و دختر بچه های شیطون که اگه بشون بگی ساکت بشین یه گوشه برات اینطوری می کنن
( آبجی ناراحت نشیا
)میندازه.
3. آقا کاوه: منو به یاد یه خواننده ی ایرلندی به نام Ronan kitting میندازه چون هم هنرمنده در زمینه ی موسیقی و هم شبیه این خواننده هست.
4.آقا سلمان : منو به یاد خودم میندازه چون سلیقش در موسیقی و فیلم و کلا اینطور سرگرمیها خیلی مثل منه.![]()
5.آقا بابک: منو به یاد ویروس میندازه. ![]()
6.داداش ممد: منو به یاد مجنون میندازه. چون به نظرم یه عاشقه واقعیه و امیدوارم که تا ابد با عشقش بمونه.( لیلی و مجنون) ![]()
7.سیندرلا جون: منو یاد خود سیندرلا میندازه. ![]()
8.گندم جونه گلم: منو یاد گل یاس میندازه نمی دونم چرا شاید چون خودش گله ![]()
![]()
9.دانشجوی بدبخت: منو یاد یه دانشجوی خوشبخت میندازه که یه زندگیه رویایی داره ![]()
10.نسیم و همراز جونم: این دوتا دوست گلم منو به یاد دوتا فرشته ی مهربون میندازن
که همیشه به یادم هستن و من خیلی بهشون سر نمیزنم.
آخیش تموم شد ![]()
![]()
یعنی دستم شکست از بس تایپیدم فکر کنم تا یه ماه آپ نکنم. خیلی نوشتم تا بیاین این آپ رو بخونین یه ماه گذشته
شاد باشین و خنده روی لباتون دوستای گلم.![]()
![]()
GOOD BYE GUYS AND TAKE CARE



این مطلب رو الان که ۱ آبان هست دارم اضافه می کنم. یه کامنت برام اومد برای پس گرفتن دریای مازندران من رفتم و امضا هم کردم. از همه ی دوستای گلم می خوام که برن و امضا کنن. و نشون بدن که اهمیت میدن به ایران عزیزمون.
***سلام بچه ها***
امروز صبح که داشتم می رفتم دانشگاه وقتی راه می رفتم صدای خش خشه برگای خشک زیر پاهام منو به یاد جمله ای که در عنوان نوشتم انداخت.
به نظرم جمله ی قشنگیه ما رو به یاد چیزی میندازه که ممکنه هیچ وقت بهش فکر نکنیم.![]()
یه کم از امروز بگم. صبح ساعت ۶:۳۰ به زور بیدار شدم. هر کس یه ساعتی رو می گفت مثلا بابام گفت شیما بیدار شو ساعت ۷:۳۰ به دروغ که مثلا من هول شم و بیدار بشم ولی من اصلا در خوابه ناز به سر می بردم.
آخه من خوابم سنگینه
کم می خوابم ولی عمیق می خوابم. بعد هم سر صبر صبحانه خوردم و آماده شدم و رفتم دانشگاه . وقتی هم اومدم ناهار خوردم و خواستم یه چرت بزنم ولی تا حالا که نخوابیدم . شاید بعد از این آپ بخوابم.
ماه رمضان هم تموم شد و Back to normal life . من خیلی زندگی روتین خودم رو دوست دارم از تغییر بدم میاد. انجام دادنه سرگرمی ها و کارهای همیشگیم بهم آرامش می ده . اگه زندگیم تغییر کنه آشفته می شم. اسم کارهای روتین اومد. یاد سرگرمیه مورد علاقم یعنی موسیقی افتادم. امروز یه آهنگه خیلی قشنگ از یه گروهه سوپر باحال بهتون معرفی می کنم و اون هم آهنگه Inconsolable هستش از گروهه Back street boys. من که اینقدر این آهنگ رو گوش دادم تو این دو سه روز که کلمه به کلمه ی آهنگ رو از بر شدم.
اگه می خواین این آهنگ رو دانلود کنید به وبلاگه آقا آبتین برین من لینکش کردم و می تونین از وبلاگم به وبلاگه آقا آبتین برین. اگه دانلود کردین خوشحال می شم نظرتون رو بهم بگین.![]()
در آخر هم به یاد برگای زرد پاییزی این عکسو می ذارم. که هممون با دیدن این عکس به یاد این بیفتیم که این برگا هم زمانی زیبا بودن.

***سبز باشید***
![]()
سلام به همه ی دوستای گلم ![]()
![]()
خیال آپ کردن نداشتم ولی این آپ Emergency هست.![]()
عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيد فطــــــــــــــر رو به همتون تبریک می گم.
نماز و روزتون قبول باشه.![]()
![]()
امسال یه تبریک هم باید به داداشه گلم بگم. امسال داداشم ۳۰ روز رو کامل روزه گرفته هنوز به سن تکلیف نرسیده ولی خواست روزه بگیره ما هم گذاشتیم روزه بگیره فکر کردیم بعد از ۳ یا ۴ روز خسته می شه ولی ۳۰ روز رو کامل برای اولین سال گرفت.![]()
همگی شاد باشید و خوش بگذره![]()
![]()
![]()
پ ن: بچه ها من کسی رو برای این آپ خبر نکردم. چون تازه آپ کرده بودم دیگه حرف خاصی برای گفتن نداشتم. فقط خواستم اگه کسی سر زد عید رو بهش تبریک گفته باشم. پس کسی ناراحت نشه ها. فعلا بای بای ![]()
![]()
سلام بچه ها ![]()
![]()
خوبین؟؟ خوشین؟؟؟ سلامتین؟؟؟
می خواستم قبل از افطار آپ کنم. ولی اون هم جریان داره!!! وقتی خواستم روی ثبت مطلب کلیک کنم. suddenly صفحه بسته شد. اینقدر حالم گرفته شد که نزدیک بود گریم بگیره چون خیلی نوشته بودم و بدتر از همه کپی نگرفته بودم. دیگه حالگیری بدتر از این
حالا دوباره می نویسم خودتون ببینید چقدر زیاده خب بگذریم تجربه شد که همیشه یه کپی از مطالبم بگیرم.
آدم هر روز تجربه کسب می کنه. راستی من یه کلیپ جدید چند روز پیش از Back Street Boys دیدم. خیلی باحاله
آلبوم جدیدشون اسمش Unbreakable هست. plz اگه کسی آلبوم رو گیر آورد به من هم خبر بده
الان دارم به آهنگ Good enough گروه Evanecense گوش می دم. فوق العاده ست.
از یک جملش خیلی خوشم میاد. این جمله:
Im still waiting for the rain to fall pour real life down on me
برای این آپ یه شعر انگلیسی انتخاب کردم ولی گفتم ممکنه همه انگلیسیشون در حدی نباشه که کامل معنی رو بفهمن برای همین ترجمش کردم. امیدوارم خوشتون بیاد.![]()
![]()
when i look at the Rainbow
Lord when I look at the Rainbow you have placed in sky so
blue, it reminds me that all your promises are true
Your Rainbow reminds me that those who believe on you
are few, yet you have called us your little Ewe
Lord when I look at the Rainbow I see it's hue, it reminds
me that your love for us true
Your Rainbow in sky so blue, reminds me to keep praying
through
Lord when I look at the Rainbow it reminds me of your
promise to all of your creatures some of whom are of
different features
Your Rainbow and it's many colors reminds me that it
represents some whom are called colored
Lord when I look at your Rainbow and see how it's colors
are bright, it reminds me to do what is right
Your Rainbow I have never seen at night, this reminds me
to stay in the light
Lord when I look at your Rainbow it reminds me of your grief
because of our unbelief
Your Rainbow have no pot of gold, but your wonderful story
of love it has told
Lord when I Look at your Rainbow it reminds that you
promised to never again destroy the World with a flood
Your Rainbow to me is a sign of your love it represents
your Son's life Blood
وقتی به رنگین کمان نگاه می کنم.
خدایا وقتی به رنگین کمانی که در آسمان بسیار آبی قرار داده ای نگاه می کنم.
به یاد می آورم که همه ی قولهای تو درسته.
رنگین کمان تو به من یادآوری می کنه که کسانی که به تو ایمان دارند تعداد کمی هستن.
و تو هنوز ما رو گوسفندان کوچک خودت خوانده ای.
خدایا وقتی به رنگین کمان نگاه می کنم می بینم که رنگ و شکل است.
به یاد می آورم که عشق تو به ما حقیقت است.
رنگین کمان تو در آسمان بسیار آبی!!!!!
اینو به من یادآوری می کنه که به دعا کردن ادامه بدم.
خدایا وقتی به رنگین کمان نگاه می کنم.
رنگین کمان قوله تو به همه ی آفریده هات رو به یاد من میاره.
که بعضی ها دارای ویژگی های متفاوت هستند.
رنگین کمان تو و رنگهای زیادش به من یادآوری می کنه که بعضی آدمها رنگ شده نامیده می شوند.
خدایا وقتی به رنگین کمان تو و رنگهای درخشانش نگاه می کنم.
به یاد میارم که آنچه رو که درسته انجام بدم.
رنگین کمان تو که هیچ وقت در شب ندیده ام به من یادآوری می کنه که همیشه در روشنایی بمونم.
خدایا وقتی به رنگین کمان تو نگاه می کنم به یاد غم تو می افتم.
به خاطر بی ایمانی ما!!!!!
رنگین کمان تو گلدانی از طلا ندارد.
اما قصه ی شگفت انگیز تو از عشق را گفته است.
خدایا وقتی به رنگین کمان تو نگاه می کنم به یاد می آورم که تو قول دادی
که دوباره هیچ وقت دنیا رو نابود نکنی به وسیله ی یک طوفان.
رنگین کمان تو برای من یک نشانه است از عشق تو.
که نشون می ده خون زندگی رو در پسران تو.
Vincent G. Mead :BY

امیدوارم همتون این عکسه قشنگو ببینید چون من که همیشه با این عکس گذاشتن مشکل دارم.![]()
پیوند ۱ : در جواب همراز جون باید بگم که این شعر رو یه شاعر مسیحی گفته و می دونید که عقاید مسیحی ها با مسلمان ها فرق داره. این دو جمله در دین مسیح قصه ی طولانی داره که الان جای گفتنش نیست. ولی من خواستم از شعر چیزی حذف نکنم و اصلش رو بذارم .
پیوند۲ : در جواب آقا پویا هم باید بگم که من این شعر رو به فارسی ترجمه کردم که بعضی از دوستان خوبم که سر می زننن و انگلیسیشون در حدی نیست که کامل شعر رو بفهمن ترجمش رو بخونن. و قبول دارم که شعر تا حدی احساسش عوض می شه به هنگام ترجمه ولی من نهایت سعی ام رو کردم که احساس رو حفظ کنم, و فكر كنم تا حدی موفق شدم.
بچه ها خیلی خوشحال میشم که بتونیم اینطوری با هم تبادل نظر داشته باشیم . اینا رو نوشتم که اگه کسی همین مورد رو داشت در شعر با خوندن این پیوند ها به جوابش برسه.![]()
صبح بخير
سلام بچه ها ![]()
![]()
![]()
![]()
امروز آپم تریپ سحر خیزیه
امروز کلاس ندارم و تازه الان می خوام برم بخوابم. اگه می خواین بگین چرا الان جریان داره.......
دیشب یهو بد فرم حس درس خوندن گرفتم. البته من درس می خونم ولی حس خرخونی در من مثل عبور شهاب سنگه یعنی هر شونصد سال یه باره
پس من هم فرصت را غنیمت شمردم و تا الان نخوابیدم و تا صبح بیدار بودم و خرخونی کردم.
الان دیگه چشمام می سوزه و بعد از این آپ می رم و یه چرت می زنم. (i will take a nap )
پس بنده ساعات اولیه ی صبح رو می خوابم و بعد مثل بوف شبها درس می خونم البته شبیه خون آشامها هم میشه گفت.
اسم خون آشام رو آوردم یاد سریال مورد علاقم افتادم. سریال بافی اسمه سریال یه کم طولانی تره ولی حس نوشتنش نیست.
دیگه چی بگم......... اوله صبحه و مخه من هم تقریبا تعطیل خیلی نمی تونم بتایپم. پس من فعلا رفع زحمت کنم.
و اما نتیجه گیری: هر وقت حس خرخونی بهتون دست داد فوری یقشو بچسبید البته اگه مثل من این حس هر از ۱۰۰ سالی به سراغتون میاد. چون بعدا پشیمون میشید. ممکنه هم نشید.![]()
پیوند۱ : در حرمه غذاییتون سبزیجات و میوه رو فراموش نکنید.![]()
پیوند۲ : هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش!!!!!!!!! ![]()
HAVE A NICE DAY GUYS

چطورین؟ دیشب شب قدر بود. خداییش برای همه دعا کردم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا می بینین اومدم فکر می کنین دیشب گفتم می خوام اینجا رو ببندم می خواستم شوخی کنم و یا اینکه سر کارتون بذارم ولی به خدا نه. دیشب می خواستم ببندم وبلاگ رو حتی می خواستم همون دیشب حذفش کنم. ولی بعد گفتم فعلا عجله نکنم. و هم خوبه عجله نکردم وقتی نظراتون رو خوندم به این نتیجه رسیدم که چقدر به شماها عادت کردم و همتون واقعا دوستای خوبی هستین برای من
نپرسین چرا خواستم ببندم وبلاگ رو چون نگم بهتره ولی واقعا دلیل داشتم. حالا دیگه دربارش حرف نزنم بهتره
ولی حرف آقا کاوه رو واقعا قبول دارم نمیدونید چقدر دلم همین یه روز برای قلب سبز من تنگ شد. هی صدا می زد می گفت شیما بیا آپ کن. چیکار کنم با این دل؟؟؟؟؟؟ نتونست تاب بیاره. و اومدم آپ کنم دیگه!!!!!
ولی حالا به این نتیجه رسیدم که هر چی هم بشه این جا رو نمی بندم خیلی بیشتر از قبل دوست دارم اینجا رو. من از راه خودم تبعیت می کنم.
گفتم اگه اینجا رو ببندم پس کجا برم وراجی کنم. مامانم همیشه میگه : شیما تو به اندازه ی شونصد نفر ( البته مامانم میگه ششصد من ویرایش کردم) حرف و قصه داری![]()
بذارین از چای با لیمو بابام بگم. عصری خواستم برای بابام چای لیمو درست کنم اومدم با چاقو لیمو رو قاچ کنم دیدم بابام مثل سوپرمن پشت سرم ظاهر شد و گفت تا اون یکی دستت رو هم نبریدی بده خودم لیمو رو قاچ کنم. منم دادم بهش چاقو رو بعد خواستم ازش بگیرم چاقو رو بذارم تو آشپزخونه اول اومد چاقو رو بده بعد نظرش عوض شد. گفت نه تو برو من خودم میذارم تو آشپزخونه. قربونش برم می ترسه دستم رو ببرم.![]()
خب دیگه کم کم رفع زحمت کنم.
راستی آقا نادر بیا ببین این دفعه که سر بزنی آپیدم![]()
شاد و موفق باشید همه دوستان خوب و وفادار![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

این عکسو اضافه کردم. چون خیلیییییییییییییییییی این آوریل رو دوست دارم من.![]()
بیش از حد this girl is ROCK
امشب یه آپ کوچولو می ذارم اگه دستم بود شونصد خط می تایپیدم. ولی متاسفانه نمی تونم همین رو هم به زور دارم می نویسم.
در ضمن هر کس کامنت بذاره از همین جا میگم thanks چون نمی تونم بیام بهتون سر بزنم.
آخه چند دقیقه پیش خواستم برای بابام چای با لیمو درست کنم و بعد بیام آپ کنم که با چاقو دستم بدطور برید. خونش بند نمی اومد اگه یه کم عمیق تر بود باید می رفتم بیمارستان دستم رو بخیه کنن بدبختی انگشت اشاره اس و اصلا نمی تونم درست بنویسم.![]()
هر کس تونست بیاد سر بزنه چون خداییش نمی تونم بیام خبرتون کنم.![]()
چه حالگیری شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()

نگین این عکسه چیه و چه ربطی داره من از طرفدارای پر و پا قرص Avril Lavigne هستم. و الان داشتم آهنگهای Avril رو گوش می دادم و گفتم یه عکس ازش بذارم. اگه عکس رو نمی بینین بگین.
فعلا BYE GUYS![]()
حالتون چطوره امروز؟ ![]()
تا حالا توجه کردین بعضی روزا بدون دلیل دلتون می گیره و کافیه یه بهونه دستتون بیاد اونوقت می زنید زیر گریه. اصلا هم دلیلشو نمی فهمید یعنی هیچ وقت نخواهیم فهمید دلیل این تغییر و تحولات درونی انسان رو چون انسان موجود پیچیده ای هست و درکش خیلی سخته. ولی خب من نمی خوام درباره ی این موضوع بنویسم. می دونید من خیلی فکرهای فلسفی می کنم (بابا باکلاس!!!!
) ولی ترجیح می دم در این مسائل بحث کلی نکنم و نظرم رو برای خودم نگه دارم.
می خوام بگم همونطور که بعضی وقتا بی بهانه دلمون می گیره بر عکسش هم وجود داره یعنی بعضی وقتا خیلی بی بهونه دلمون شاد می شه.
نمی دونم چرا اینقدر امروز رو قشنگ می بینم؟ صبح ساعت ۷:۱۰ بیدار شدم باید بگم که ۵ صبح خوابیده بودم ولی صبر کنید !!!!! دعوام نکنید آخه دیروز از ساعت ۲ ظهر تا اذان مغرب خوابیدم.
یعنی سیر خواب بودم. شاید باور نکنید ولی اینقدر دیروز خسته بودم که بعد از نماز ظهر و عصر یه چند لحظه روی سجاده چشمام رو روی هم گذاشتم و دیگه چیزی نفهمیدم تا نزدیکه اذان مغرب.
مامانم بیدارم نکرده بود که بخوابم سر جام چون می گه دیدم خیلی عمیق خوابیدی
ولی خودمونیم خیلی خوب خوابیدم انگار این سه چهار ساعت شده بود ۲۰ ساعت
بعضی وقتا یک ساعت خواب خوب و راحت بهتر از ۶ ساعت خواب بد و آشفته هست.
خب کجا بودم؟؟؟ آها بعد از اینکه امروز صبح بیدار شدم رفتم دانشگاه فقط یه کلاس داشتم و زود اومدم خونه. و الان هم که کانکت هستم گفتم تا حالم خوبه آپ کنم.![]()
راستی نظرتون درباره ی این قالب جدیده چیه؟ خیلی خوشم اومد ازش خیلی مامانیه![]()
من یه عقیده دارم البته نخندین هااااااااااا ولی من از وقتی بچه بودم اعتقاد داشتم که وقتی حس می کنیم یه روز خیلی قشنگه اون روز فرشته روی زمین زیاده یعنی خدا فرشته هاشو می فرسته تا یه سر به ما بزنن و اگه حسشون کنیم اون روز بی دلیل روز قشنگی خواهد بود.![]()
هر وقت خدا تو رو به لبه ي پرتگاه برد به اون اعتماد کن. چون يا تو رو از پشت مي گيره يا بهت بال پرواز ميده.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این همین عکسیه که گوشه ی وبلاگم می بینید. عاشق این عکسه هستم حس می کنم:
its strong and pure with faith, stand up for urself put up and fight
like i always say this pic is pure meaning of NEVER GIVE UP
تو اين شبای قدر ما رو از دعاتون محروم نکنین می دونم دلای همتون پاک و آبیه به آبیه آسمون![]()
التماس دعا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز چقدر خسته کننده هست. از گرسنگی دارم تلف می شم هیچ وقت تا حالا تو ماه رمضون مثل امروز احساس گرسنگی نکرده بودم![]()
امروز تو دانشگاه گیج بودم آخه باز هم شب قبل نخوابیده بودم. ساعت ۵:۲۰ صبح خوابیدم و ساعت ۷:۱۰ بیدار شدم. نمی دونم چه مرگمه ؟؟؟؟؟؟؟؟ شبا خوابم نمی گیره بجاش صبحا گیجم. حالا بعد از این پست می رم می خوابم تا خود اذان که گرسنگی رو حس نکنم.![]()
می دونم که حالا نصیحت هاتون شروع میشه که باید بخوابی و از این حرفا خودم هم تصمیم می گیرم که زود بخوابم ولی دیگه خیلی زود بخوابم ساعت ۲ می خوابم پس اگه پیشنهادی دارین بدین سراپا گوشم. عددها رو هم که تا بی نهایت می شمرم که خوابم ببره مثلا دیشب تا ۳۴۵۶۷۱۲۰۹۸۷۶۱۲ شمردم . ولی اینقدر چشم سفید تشریف دارم که ریاضیات هم پیش من کم اورد ![]()
آی خدا !!!!!!! کی اذان بگه من یه چیزی بخورم ![]()
هی می خوام حواسم رو جمع نوشتن کنم ولی معدم غار و غور می کنه
دیگه بگم که من هم مثل آقا کاوه به جای اینکه دانشگاه Active ام کنه تنبلم کرده یعنی تنبل بودم تنبل تر شدم.
now im turning to a lazy person, oh thats suck![]()
راستی چند تا از دوستان جدید رو معرفی کنم که خودم لینکشون کردم اگه وقت کردین یه سر هم به اونا بزنین وبلاگهای قشنگی دارن.
آقا سانی که خودشون شعر می گن و بسیار زیبا میگن واقعا از خوندن شعرهاشون لذت می برین و دیگه مریم گلی عزیزم که خیلی گل و ماه و بامعرفته و به بهترین دوستش که بنده باشم سر می زنه( پررو مثل من کم پیدا می شه نه!!!!!!!!!!!!!!!!)
و آقا سلمان که مثل من یادداشتهای روزانه می نویسن که خیلی جالب می نویسن و جناب کرکره که وبلاگه قشنگی دارن البته وبلاگ جناب کرکره شریکیه با cc خب این هم از دوستای جدید گفتم اسمشون رو بیارم که بیشتر بهشون سر بزنین آخه وقتی خودم هم تازه وبلاگ زده بودم منتظر بودم یه نظر بیاد ![]()
البته الان هم همینطور هستم ولی خب دیگه تقریبا جا افتادم و دوستایی دارم که همیشه با اومدنشون منو شاد کنن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در آخر از یه شعر کوچیک خوشم میاد گفتم اینجا هم بنویسم:
من سکوت خویش را گم کرده ام !
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم ،
عاقبت افسانه مردم شدم !

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تصمیم گرفتم امروز هم به انتخاب خودم یه شعر از سهراب بذارم. امیدوارم از انتخابم خوشتون بیاد![]()
![]()
زندگی رسم خوشایندی است.![]()
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ![]()
پرشی دارد اندازه ی عشق.![]()
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.![]()
زندگی جذبه ی دستی است که می چیند.![]()
زندگی نوبر انجیر سیاه
در دهان گس تابستان است.
زندگی
بعد درخت است به چشم حشره.
زندگی تجربه ی شب پره در تاریکی است.![]()
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.![]()
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.![]()
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست![]()
خبر رفتن موشک به فضا![]()
لمس تنهایی
ماه![]()
فکر بوییدن گل
در کره ای دیگر.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر کجا هستم
باشم.
آسمان مال من است.
پنجره
فکر
هوا
عشق
زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟![]()

بدشانسی تموم شد.![]()
![]()
اول باید بگم دمه همتون گرم که وقتی گفتم بدشانسم هر کس به نوعی سعی کرد بهم بگه که نه بابا پیش میاد و از این حرفا
خیلی با حالین همتون و از اینکه دوستانی مثل شما دارم خیلی خوشحالم. نسیم جان مرسی نظر لطفته و از خواهر گلت هم تشکر می کنم نظر لطفتونه همین که می دونم دوستانی مثل شما دارم خیلی خوشحال می شم.
خب دیگه خیلی تعارف تیکه پاره کردم یه کم از امروز بگم.
دارم جغد می شم شب ها نمی خوابم مثلا دیشب که چه عرض کنم امروز صبح ساعت ۵:۱۰ خوابیدم و ساعت ۷ بیدار شدم آماده شدم رفتم دانشگاه . ولی با هزار بدبختی بیدار شدم می خواستم چشمام رو باز کنم نمی تونستم پلکهام به هم چسبیده بودن بعد هم که تا ساعت ۲ ظهر دانشگاه بودم و خیلی خسته شدم. دیگه وقتی اومدم تنها کاری که تونستم بکنم این بود که نمازم رو خوندم و بعد مستقیم خوابیدم. خلاصه ۱۵ دقیقه به اذان مونده بود همه اعضای خونه بسیج شدن که منو بیدار کنن و بالاخره موفق شدن و بیدار شدم. تا یه چرخی تو آشپزخونه زدم ببینم مامان گلم چی درست کرده و یه کم هم غر زدم دیگه اذان گفت و افطار و بعد هم tv و حالا هم طبق معمول سر جای همیشگی ارادتمند اینترنت
ولی وجدانی بعد از این پست برم یه کم درس بخونم![]()
![]()
خب از شماها چه خبرا؟ خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟
من که هر روز میام هر خبری بشه می نویسم راستی بچه ها یه چند تا جمله ی قشنگ از کتاب ۱۱ دقیقه ی پائولو کوئیلو انتخاب کردم و می خوام براتون بنویسم خوشحال می شم با نظرات قشنگتون این وبلاگه درویشی رو سبز کنین. خب حالا این چند تا جمله رو داشته باشین:
زندگی یک بازی خطرناک است" زندگی مثل پریدن با چتر نجات است" زندگی به استقبال خطر رفتن است" زندگی افتادن و دوباره برخاستن است" زندگی کوهنوردی است" زندگی نیاز بالا رفتن و رسیدن به اوج است.
زندگی احساس نارضایتی و اندوه در زمانهایی است که انسان به آنچه می خواهد نمی رسد. ![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها من خودم به آدمای شجاع که نمی ترسن و هر چی پیش بیاد باز هم رو پاهاشون می ایستن و تسلیم نمیشن خیلی احترام می ذارم و سعی می کنم ازشون الگو بگیرم.
بفرمایین ببینین عجب پستی شد تریپ فلسفی اومدم نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
شاد و پیروز باشید ![]()
دو روزه که بد شانسی یقه ی منو گرفته ول نمی کنه می گم بابا کوتاه بیا ول نمی کنه![]()
اون از دانشگاه که قرار بود کلاسم ساعت ۸ تا ۱۰ باشه همون روز اول استاد غایب بود
تعجب کردم فکر کردم دیگه دانشگاه باکلاسه فرق داره
گفتم سالی که نکوست از بهارش پیداست. بعد هم که سه ساعت معطلی داشت تا یه کم غر زدم و برای کارت دانشجویی اقدام کردم و....... کلا خیلی باحال نبود منو باش از شب قبل دل تو دلم نبود دیدم .نه بابا!!!! اینم مثل دبیرستان خودمونه فقط یه کم بی در و پیکر تر![]()
بعد اومدم خونه خسته و کوفته حالا تا اینجا بازم گفتم عیبی نداره . عصری اومدم مشکل این tiny pic رو حل کنم که نشد دیگه حالگیری بدتر از این
ولی بالاخره به کمک آقا نادر و سمیرا خانم گل تا حدودی فعلا مشکل عکس حل شد
دمتون گرم که از حالگیر شدن بیشتر من جلوگیری کردید![]()
و بدتر اینکه کامپیوترم کرم new folder گرفته این یکی اعصابم رو بد فرم خراب کرده هر folder رو که باز میکنم یکی از این new folder ها توش اومده دیگه کلافم کرده . باید هر چه زودتر این کرمهای بدترکیب که تو کامپیوترم جا خوش کردن رو بندازم بیرون ![]()
![]()
حالا می خوام یه کم قالبم رو خوشگل کنم و از این کدهای جاوا استفاده کنم کد رو می ذارم ولی انگار که نه انگار اگه شما تغییری دیدید من هم دیدم!!!!!!!!!!!!!
حالا بمن بگین اگه این بدشانسی نیست پس چیه؟؟؟؟ ![]()
بابا ای بدشانسی نه چندان محترم موفق شدی حالمو دو روزه بد فرم گرفتی ول کن دیگه ببین من چقدر خوبم
جونه مامانت کوتاه بیا![]()
دوستان امیدوارم دچار بدشانسی نشید که اگه شدید دیگه مثل من کارتون تمومه
فعلا با اجازه همگی bye ![]()
![]()
![]()

