تبليغاتX
قلب سبز من
قلب سبز من
زندگی بهانه است ،زيباترين بهانه برای زيبا زيستن

سلام به همه ی دوستای گل

چطورین؟

چه خبرا ؟ یا به قول خودم Sup Guys

عنوان امروز به اندازه ی کافی جیغ هست و معلومه که می خوام درباره ی چی بنویسم.

اول از امتحان شروع می کنم که دلیل اصلی دیر آپیدنه. راستش امروز امتحان داشتم و در روزای قبل اصلا دست و دلم به نوشتن نمی رفت تا امتحانو نمی دادم خیالم راحت نمیشد. برای همین آپیدن رو برای امروز گذاشتم که با خیال راحت بنویسم.

امتحان رو خدا رو شکر خوب دادم. فکر کنم که ۲۵/۰ غلط داشته باشم. آخه خوب درس خوندم. امتحان هم خداییش خوب بود.

دیشب هم American music awards رو دیدم. خیلی باحال بود. Avril Lavigne که من سوپر طرفدارش هستم دیشب آهنگ خوند و Chris Doughtry که در برنامه ی American Idol بود هم دوبار جایزه گرفت خلاصه They Rocked the show .

تازگیا از به کار بردن ضمیر جمع به جای ضمیر مفرد خوشم اومده ولی چون این رو در وبلاگه بعضی از دوستان دیدم نمی خوام این شیوه رو به کار ببرم که فکر کنن بنده تقلید کار تشریف دارم و اون شعر معروفه تقلید کار......... رو برام بخونن.

و حالا نوبت شعره . چند روز پیش یه شعر قشنگ خوندم و تصمیم گرفتم که برای این آپ بذارمش البته شعر انگلیسی هستش و من ترجمش کردم براتون. اگه کمی و کسری بود همینی که هست می خواین بخواین می خواین نخواین.

امیدوارم که خوشتون بیاد.

 

The meaning of my smile

 

  

ME

I smile 
 
When I am fascinated

I smile

When I am scared

I smile
 
When I am admired

I smile

When I am dumped

I smile

When I’m hiding something

I smile

When I want to say odd things

I smile

When I’m being bitchy

I smile

When I’m a little bit shy

I smile

When I’m about to get angry

I smile

When I wanted to cry
Guess,

I can’t name it all

For all I know

My smile makes you fall

Now, Can you define my smile?

 

 

معنای لبخند من

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که شیرین و دلربا هستم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که می ترسم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که مورد تحسین قرار می گیرم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که مرا ترک می کنند.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی چیزی را مخفی می کنم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی می خواهم چیزهای عجیب بگویم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که بدخلق می شوم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که کمی خجالتی می شوم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که می خواهم عصبانی بشوم.

 

من لبخند می زنم٬ وقتی که می خواهم گریه کنم.

 

حدس بزن!!!!!

 

من نمی توانم به روی خنده هایم نامی بگذارم.

 

تمام چیزی که می دانم این است.

 

خنده ی من باعث سقوط تو می شود.

 

الان.......

 

می توانی خنده ام را تعریف کنی؟

 

 

 

تو رو خدا بگین این یکی رو می بینین

 

 

 

یک عدد انتقاد از بلاگفا دارم: من همین الان تونستم وبلاگم رو باز کنم که ساعت حدود 17:52 چون بعد از اینکه من آپ کردم. وبلاگم بسته شد و هر کاری کردم باز نشد برای همین هنوز به هیچ کس خبر ندادم ولی داداش نادر پیش دستی کرد.خب حالا دور افتخار در وبلاگها رو شروع می کنم.

و اما بلاگفا.................

بابا شما که ما رو کشتین برای یه آپ از یه هفته قبل از اینکه آپ کنیم باید به مصائبی که گرفتارش می شیم فکر کنیم.

یه کم تسهیلات برای بلاگرها قرار دهید  نقطه

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 آبان1386 توسط  °*° شیما °*°

*باز هم یه سلام دیگه*

  

من نمی دونم اگه این سلام نبود ما چطور شروع می کردیم. من خیلی از سلام کردن خوشم میاد نمی دونم چرا؟؟

یاد یه خاطره افتادم بی ربطه ولی چون تو ذهنم اومده مینویسمش.

یادمه کلاسه چهارم دبستان بودم معلممون به ما گفته بود اگه یه پیرزن یا یه پیرمرد دیدید که ناتوان بود بهش کمک کنید. من بد شانس هم یه پیرزن عصا به دست دیدم که می خواست از خیابون رد بشه.منم جوگیر شدم خواستم کمکش کنم. که پیرزنه محکم زد توی کتفم.( تصور کنید یه بچه چه حالی میشه تو خیابون کنف بشه)بعد بهم گفت بچه برو اونور چی می خوای؟

من با سادگی تمام گفتم :معلمم گفته به شما پیرزنه ناتوان کمک کنم.

حدس بزنید چی بهم گفت؟؟؟

شاید باورتون نشه  ولی گفت به من تو غلط کردی که من ناتوانم برو ببینم.

این هم از خاطره ی نه چندان شیرین بنده

راستش یه چیزی بگم خیلی حالم گرفته بود.بعضی وقتا بد فرم حالم می گیره و من که عادت دارم همه رو شاد کنم. اگه حالم گرفت اگه همه ی دنیا جمع بشن نمی  تونن شادم کنن مگر اینکه خودم بخوام.

برای همین تصمیم گرفتم آپ کنم. اول مواد لازم برای آپیدن رو تهیه کردم.

1.بستنی شکلاتی( آخ جون من عاشق بستنی هستم اون هم از نوع شکلاتی)

2. نشستم و به چیزای خوب فکر کردم آخه نمی خوام به شما انرژی منفی بدم.

نتیجه اینکه بعد از اینکه به چیزای خوب فکر کردم و به یاد این خاطره افتادم یهو دلم پر از شادی شد.

آخه مگه دنیا چقدر ارزش داره که بخوایم زهرمارش کنیم.

خلاصه now im all ok 

خوبه حالم گرفته بود و این همه نوشتم. راستی همونطور که می بینید عنوان متن طلسم یا تصادف هستش. عجله نکنین می گم چرا

یه نگاه به سه آپ قبلی بندازین . همشون در روز یکشنبه نوشته شدن حتی آپ امروز هم در روز یکشنبه هستش. فکر کنم طلسم شده البته من همین الان متوجه شدم و کاملا تصادفی اینطور شدهدفه ی دیگه طلسم رو می شکنم و در روز یکشنبه آپ نمی کنم.

وای خیلی حرف زدم. برای امروز هم چندتا جمله ی قشنگ انتخاب کردم امیدوارم خوشتون بیاد.

 

¤¤ هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست خوردن منتهی می شود را می شناسد.¤¤     "لاورنس"

 

¤¤ خواستن یعنی پیروزی ¤¤        " ناپلئون بناپارت"

 

¤¤  مهم این نیست که در کجای جهان ایستاده ایم مهم این است که در چه مسیری گام بر می داریم. ¤¤        " هولمز"

 

 

متاسفانه به دلیل بدشانسیه من که دیگه همه باهاش آشنایی دارید. که اگه بگیرم این بدشانسی رو حقش رو کف دستش می ذارم. نتونستم عکسه خرسم مارکو جون  رو بذارم.

تو شونصدتا hosting web رفتم سایتا باز می شدن و url رو هم می ذاشتم ولی عکس در نمیاد. پس برای جلوگیری از زشتی وبلاگ یه عکسه دیگه می ذارم.

 

 

 

 

 یه عکسه funny moon هستش. امیدوارم خوشتون بیاد.

 

شاد باشین و فعلا BYE BYE GUYS AND BE COOL

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 آبان1386 توسط  °*° شیما °*°

باز هم یه سلام دیگه به همه

 

خوبین؟؟؟

خوشین؟؟؟

یا سلامتین؟؟؟

الان شما سه تا Option دارین که می تونین یکی رو انتخاب کنید. ولی امیدوارم که همه ی سه گزینه رو انتخاب کنین.

من هم که هی بد نیستم. اگه می بینید یه کم دیر آپ کردم تقصیر من نیست. همش تقصیر این ویروسای بدجنس سرماخوردگی که بین این همه ملت به من گیر دادن. خلاصه این چند روزه حسابی از کار و زندگی افتادم.

خدا نصیبه گرگ بیابون هم نکنه

خب از شماها چه خبرا؟؟ تو این آپ هر کس یه اتفاق جدید براش افتاده که مانعی نداره تعریفش کنه تو کامنت بنویسه که علاوه بر من دوستای دیگه هم بخونن. (البته اگه دوست دارین)میگم این وبلاگ نویسی هم خودش دنیایی داره ها . خوب برای خودم کلاس می ذارماگه بخوام از خبرای این چند روزه بگم که مهمترینشون همین سرماخوردگی بود. وگرنه بقیش که همش daily stuff بود. دانشگاه و درس و خوردن و خوابیدن و حالا استثنا هم این بود که یه چند کیلو قرص میل فرمودیم.و دیگه هیچ. راستی این روزا به این فکر می کنم که دنیا خیلی بد شده متاسفانه خیلی از مردم مخصوصا جوونا دارن توی Wrong direction (مسیر اشتباه) حرکت می کنن و باز هم متاسفانه فرق cool بودن و انجام دادن کارهای اشتباه رو نمی دونن. اصلا نمی خواستم در این زمینه چیزی بنویسم چون من آدمی هستم که معتقدم نمی شه انسانها رو تغییر داد . ولی بعد نظرم عوض شد و گفتم من به عنوان کسی که یه وبلاگ رو اداره می کنه می تونه یه نقش هر چند کوچیک داشته باشه .

 به عنوان یه خواهر خواستم بگم که بچه ها حواستون رو جمع کنین. خوب بودن" عاقل بودن" دلیل بر خنگی و سادگی نیست. تازه به نظرم یه آدمه smart همیشه حواسش جمعه و موفقه. نمی خوام نصیحت باشه چون من در مقامی نیستم که به خودم اجازه بدم که کسی رو نصیحت کنم. فقط خواستم مثل یه دوست یا یه خواهر نشون بدم که اهمیت میدم. به هر حال امیدوارم که همه موفق و شاد باشید.

خب دیگه تریپ روانشناسی و جامعه شناسی برای امشب بسه  

راستی برای جمله های امشب توی کامنتا نوشته بودید که دوست دارین جمله هایی درباره عشق بنویسم . یه چند تا جمله انتخاب کردم ولی خیلی درباره ی عشق نیست. من خیلی تو خط جمله های عاشقانه و رمانتیک نیستم . دیگه ببخشید امیدوارم که خوشتون بیاد.

 

¤¤ در عشق پیروز کسی است که پای بفرار مینهد ¤¤        "ناپلئون"

 

¤¤ یک قلب پاک از تمام معابر و مساجد زیبای جهان زیباتر است ¤¤        "ولتر"

 

¤¤ قلبی داشته باش که هرگز سختی سنگ را بخود نگیرد و احساسی داشته باش که هرگز آزار دهنده نباشد.          "چارلز دیکنز"

 

آرزو می کنم که به همه ی آرزوهاتون برسید و موفق و شاد باشید. پس فعلا 

 

 

   BYE BYE GUYS 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 آبان1386 توسط  °*° شیما °*°

×سلام سلام سلام به همه ی بر و بچ×

 

اول از همه دوستای خوبم باید یه تشکر کنم از همتون که میاین سر می زنید به قلب سبز من خیلی ممنونم. خوشحالم می کنید. درسته من یه کم دیر به دیر آپ می کنم و کم پیدا شدم ولی یه وقتی پیدا میکنم هر یکی دو روز یه بار و همه ی نظراتتون رو می خونم و تا اونجایی که بتونم سر میزنم. خیلی دوست دارم مثل اول مرتب آپ بزنم و خیلی سر بزنم ولی دانشگاه و درس نمی ذاره . البته می تونم به درسام اهمیت ندم و وقتم رو پای نت بذارم ولی من اینطوری نیستم دوست دارم همیشه در همه ی کارهام Number 1# باشم. می گن که خرخونیتوی دانشگاه فایده نداره و استاد هر چی میخواد میده ولی من موافق نیستم درسته که نمره دست استاد ولی استاد از روی شناختش نمره می ده مثلا اگه همیشه در طول ترم عالی باشی که نمیاد آخر ترم حالتو بگیره. مگه مرض داره.

یعنی ممکنه مرض داشته باشه؟؟؟؟ 

وای خدا کنه مرض نداشته باشه

خلاصه دیگه از رو رفتم از بس بچه ها تریپ معرفت اومدن و سر زدن بنابراین اومدم آپ کنم.بازی قبلی باحال بود. و امروز رسما سارا جون رو دعوت می کنم که بازی کنه. اگه می بینید فقط سارا رو می گم چون خودش خواست. من به همه نمی گم چون یه کم بازیه وقت گیریه و نمی خوام تو زحمت بندازم کسی رو چون می دونم همه مثل خودم مشغول هستن

از امروز چی بگم؟؟؟  والا فکر کنم روزانه های یه روز منو باید کپی گرفت برای ۴ سال آیندم اونم بعد از ۴ سال یه تغییر به وجود میاد که اگه خدا بخواد فارغ التحصیل شدنه وگرنه اگر این اتفاق نبود باید یه کپی از روزانه هام برای شونصد سال عمرم بگیرم. اصلا هیجان خاصی ندارم. هیجان یعنی فیلم Italian job نه زندگیه من!!! امروز هم  رفتم دانشگاه دیگه قصه ی بیدار شدنم رو نمی گم که همه می دونید. بعد هم برگشتم خونه و ناهار خوردم . خیلی خسته هستم و دوست دارم بخوابم. ولی فردا خیلی درس دارم یا باید می خوابیدم یا باید آپ می کردم که من دومی رو انتخاب کردم به خاطر دوستای گلم . نمی میرم اگه نخوابم. بعد از آپ هم می رم درس بخونم.

برای امروز می خوام چند جمله از انسانهای موفق بنویسم که فقط چرت و پرتای منو نخونین و یه سودی هم ببرین.

** در قلب خود بنویسید که هر روز بهترین روز سال است.  "امرسون"

** اگر نمی توانید قهرمان باشید لااقل مرد باشید.            "گوته"

** اگر بخواهی بر عالم فرمانروا باشی باید عقل بر تو حاکم باشد.   "سه نه ک"

** باید زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمیدانید.          "مونتسکیو"

بچه ها اگه خوشتون اومد از نوشتن این جور جمله ها لطفا تو نظراتون بهم خبر بدین من با توجه به نظراتون تصمیم می گیرم.

 

    

شاد شاد شاد باشید.

چه SWEET شد این آپه!!!!!!!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 آبان1386 توسط  °*° شیما °*°
Blog Skin