تبليغاتX
قلب سبز من
قلب سبز من
زندگی بهانه است ،زيباترين بهانه برای زيبا زيستن
سلام بچه ها

حالتون خوبه؟

من تا دوشنبه ی هفته ی آینده نیستم. امتحانام شروع شده و واقعا وقت ندارم بیام پای نت. از همتون ممنون که بهم سر می زنید.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 دی1386 توسط  °*° شیما °*°
سلام

چطورین؟

خوش میگذره با امتحانا؟

اگه نگاهی بندازین می بینین که چند خط آخر پسته قبلی رو حذف کردم٬ آخه نوشته بودم تا بعد از امتحانام دیگه آپ نمی کنم. ولی خب الان دوس داشتم یه کم بنویسم.

دو سه روز پیش خیلی حالم گرفته بود. (توی آپ قبلی ) ولی همون موقع که آپ کردم چند دقیقه بعد آقا سلمان و بابک و تارا و مریم و فاطمه جون اومدن پیشم و کامنتدونی رو چت روم کردیم. خیلی باحال بود و اصلا از یادم رفت که دلتنگ بودم. ( اینه فایده ی داشتن دوستای گل ) خلاصه من خیلی خوشحال و ذوق مرگ شدم و حالم خوب شد. درس هم یه کم خوندم ٬ خیلی نخوندم ولی خب می دونم وقت دارم برای همین یه کم خیالم راحتتره. (برنامه ریزی فرمودیم خیر سرمون  )الانم داشتم درس می خوندم یهو گفتم بذار یه آپه کوچولو بزنم بعد برم بقیه ی درسم رو بخونم.

و اما آب و هوا....

تمام قسمتای شمالی ایران الان داره برف میاد . البته من توی تلویزیون تهران رو فقط دیدم. خوش به حالتون اینجا که غیر ممکنه برف بباره.  اینجا صبح هوا صاف و آسمون آبی بود ولی نمیدونم چی شد یهو . باد به شدت تندی می وزه فک کنم اگه یه آدم 80 kg بره بیرون باد ببردش. هوا خیلی هم سرده فکر کنم یکی دو ساعت دیگه بارون بزنه. ( شدم کارشناسه هواشناسی) .

برم درس بخونم دیگه. بچه ها ببخشید وقت ندارم خبرتون کنم ٬ هر کس اومد خوش اومد ٬ خوشحال میشم.

پ ن ۱. لباسه گرم بپوشید هوا خیلی سرد شده. اگه سرما بخورین سر جلسه ی امتحان اون سکوت جلسه ی امتحان رو با فین هاتون بهم می زنید و همه بهتون چشم غره میرن.

پ ن ۲. درس بخونید که بعدا حالتون گرفته نشه

پ ن ۳.  این پ ن خیلی باحاله و آدم بهش معتاد میشه هی دوست داره پ ن بنویسه.

پ ن ۴. به قوله خودم شاد باشید.

پ ن ۵. فلن BYE BYE

پ ن ۶.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 دی1386 توسط  °*° شیما °*°

سلام 

بچه ها چطورین؟ من که خیلی خوب نیستم . یعنی بد نیستم ولی خوبم نیستم. حال و حوصله موجود نمی باشد. تنها کاری که به نظرم اومد مفیده آپ کردن بود. گفتم امشب آپ کنم شاید فردا یه کم درس بخونم.

همه جا بوی امتحان میده ٬ همه هم دارن درس می خونن. امتحانای منم تا ۲ هفته ی دیگه شروع میشه٬ در طول سال خوندم ولی حالا که نزدیکه امتحاناس اصلا حال و حوصله ی درس ندارم. مخم دستور درس خوندن اصلا نمیده. 

دلم تنگ شده. خیلی هم تنگ شده. دلم واسه ایران تنگ شده. واسه خونه ی مامان بزرگم. من هیچ وقت عادت ندارم ٬ شکایت کنم یا تریپ دپ بیام ولی دیگه امشب دلم تنگیده بود اومدم یه کم بنویسم شاید حالم بهتر بشه.

امتحان اولم GR101 هستش ٬ تا حالا خوندمش فقط یه فصلش رو نخوندم. میان ترمش رو نمره ی کامل گرفتم ولی استادم روان پریشه می ترسم توی فاینال اذیت کنه.  

چی بگم دیگه خیلی حرفی برای گفتن ندارم فقط خواستم یه کم دردو دل کنم. خوشحالم که دوستای خوبی مثل شما دارم که باشون دردودل کنم.

یه شعر خیلی قشنگ از سهراب می نویسم ٬ من عاشق این شعره هستم. اولین بار اول راهنمایی بودم که این شعرو  خوندم. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد ٬ کلا این شعر حس خوبی بهم میده.

 

(( خانه دوست كجاست؟ ))

 

در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثی كرد

رهگذر شاخه نوری كه به لب داشت به تاريكی شن ها

بخشيد

و به انگشت نشان داد سپيداری و گفت:

***

 نرسيده به درخت،

كوچه باغی است كه از خواب خدا سبز تر است

و درآن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.

می روی تا ته آن كوچه كه او پشت بلوغ، سر بدر می آورد،

پس به سمت گل تنهايی می پيچی،

دو قدم مانده به گل،

پای فواره جاويد اساطير زمين می مانی

و ترا ترسی شفاف فرا می گيرد.

در صميميت سيال فضا، خش خشی می شنوی:

كودكی می بينی

رفته از كاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست كجاست؟

 

 

 

 BYE BYE

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 دی1386 توسط  °*° شیما °*°

بازم سلام به همه ی دوستای گلم

حال و احوالتون چطوره؟

روزگار به کامتونه؟

چه روزا خوب باشن چه بد بالاخره می گذرن ٬ پس از هر کسی که این پست رو می خونه می خوام که برای چند دقیقه هم که شده هر چی غم و غصه توی دلش داره بذاره کنار.

آپ این دفه رو عمدا طول دادم آخه می خواستم٬ بذارم 6 دی بشه و بعد آپ کنم. چرا؟

حالا می گم بهتون چون امروز تولد یکی از بهترین و گلترین دوستامه ٬ تولده آجی مریم عزیزمه.

 

آجی مریم عزیزم تولدت مبارک ٬ من از سه ٬ چهار روز پیش به فکر تولدت بودم ولی بهت نگفتم که surprise بشه. ایشالا هزار و شونصد سال زنده باشی گلم.

آجی مریم چون همه عکسه کیک می ذارن ٬ من گفتم یه چیز متفاوت بذارم. به سلیقه ی خودم این عکسو به مناسبت تولد قشنگت می ذارم.

 

 

خب این از جشن تولد و حالا یه کم از اتفاقای روزای گذشته بگم. از شب یلدا شروع می کنم. که خیلی خوش گذشت. من چهار تا انار دون کردم به اصطلاح برای اینکه همه بخورن ولی از اونجایی که من خیلی انار دوس دارم همشو خودم خوردم فقط چند قاشق به خواهرم دادم. نمک زدم به انار و بسم الله  بعدش هم  میوه و آجیل و شیرینی و چای و مهمترین چیزی که نیاز هست برای شب یلدا حرف زدنه. آره حرف زدن خیلی می چسبه تند٬ تند بخوری و بحرفی.

خب حالا بعد از شب یلدا٬ داداشه من داره تند تند امتحان میده ٬ ترم و میان ترم و چه می دونم امتحان. از وقتی هم که رفت مدرسه نمی دونم چرا یه جورایی من شدم مسئول درساش . اگه مشکل درسی داشته باشه یا امتحان من کمکش می کنم.

سه شنبه هم امتحان ریاضی داشت. حالا من خودم درس داشتم و از اول سال تا حالا اصلا توی ریاضی کمکش نکرده بودم. البته ریاضیش خوبه ٬ به خودم رفته  ولی خب توی اتحادا مشکل داشت. ( اول دبیرستانه) خلاصه منم دو روز نشستم پاش و Review داشتم روی کتاب ریاضی . معلمشون که چی بگم ازش ٬ انگار خله و یه خورده کم داره ( شما بخونید مخش تطیله) تمام جوابا رو بهشون اشتباه داده اصلا یه چیزه واقعا مسخره .  مثلا بهشون میگه منفیه پشت پرانتز رو در نظر نگیرید و عبارت رو در منفی ضرب نکنید. آخه چی بگی به این معلم. اصلا میشه بهش گفت معلم. تازه این یه نمونش بود. دیگه از بقیه ی سوتیای این معلمه نگم بهتره.

منم که یکی تو سر خودم می زنم یکی تو سر درسام تا ببینم کی برنده میشه.

خب دیگه حرفی ندارم.

مواظب خودتون باشید و تا می تونید نذارین غم و غصه ها برنده بشن. همه غم و غصه و دردسر دارن ولی زندگی یعنی همین.

شب خوبی داشته باشید.

شاد باشید.

پیشاپیش عید غدیر رو هم به همه تبریک میگم.

 

BYE BYE

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 دی1386 توسط  °*° شیما °*°
Blog Skin