تبليغاتX
قلب سبز من
قلب سبز من
زندگی بهانه است ،زيباترين بهانه برای زيبا زيستن
سلام

چطورین؟ خوش میگذره؟ حالا اگه هم خوش نگذره نمیشه کاریش کرد. امروزم یه روزه دیگس ٬ شاید فردا بهتر باشه

البته از روز شنبه که ترم جدید شروع شد ٬ من دوباره خوب شدم و از بی حوصلگی و آشفتگی بیرون اومدم.بذارین از زمانی که دوستم چند روز پیش بهم زنگ زد براتون تعریف کنم.

فکر کنم جمعه بود ٬ دوستم بهم زنگ زد گفت نتیجه ی امتحانات خوب شد ؟ من گفتم چه نتیجه ای ؟ مگه اعلام کردن ؟ گفت : آره . برو به سایت دانشگاه بعد به accound خودت برو نمره هات رو ببین. من اول دلشوره داشتم ولی خب باید می فهمیدم . رفتم به سایت و نتیجه ی امتحانام رو دیدم و یهو از خوشحالی هیچی نگفتم. همه ی نمره هام A شدن.

شنبه رفتم دانشگاه ٬ ریاضی داشتم. استادمون خیلی خوبه ٬ دمش گرم. ولی بابا لنگ درازه از بس بلند هی بچه ها بهش میگن تخته رو نمی بینیم. بدبخت هر چی می نوشت می گفت دیدید. بچه ها سرکارش میذ اشتن می گفتن نه!! هی عقب و جلو می رفت. منم نشسته بودم ردیف دوم هی خندم میگرفت. زورکی جلوی خندم رو میگرفتم چون اگه صدام در میومد استاد میدیدم اونوقت جلسه ی اول ضایع بود. نبود؟

دیروز از صبح توی دانشگاه در حال چونه زدن بودم. برای یکی از واحدا کلاس نمیذارن خلاصه هی به ما قول میدن ولی بازم هیچ. اگه شما چیزی دیدین ما هم دیدیم. مثل اینکه همه جا مسئولان فقط وعده میدن.

دیروز کلاس زبان هم داشتم. به جای دو ساعت ربع ساعت استاد اومد سر کلاس. خودش رو معرفی کرد. بدش گفت ببخشید من رفتم دندون پزشکی دهنم سر شده نمیتونم حرف بزنم میرم و درس رو از جلسه ی بعد شروع می کنم. اینم از جلسه ی اول  البته استاد بدی نیست. استاد من نبوده ولی استاد چند تا از دوستام بوده ترم قبل ازش راضی بودن تا ببینیم این ترم چی میشه.

خب این بود ماجرای چند روز گذشته.  شیما هستم خبرنگار  BBC .

پ. ن ۱. مرسی داداش محمد از آدرس سایتی که بهم دادی. ذوق مرگ شدم تا تونستم از آیکن ها استفاده کردم. این آپم پر از آیکن شد.

پ. ن ۲. یه جا این جمله رو شنیدم البته به انگلیسی ولی من به فارسی برای شما می نویسم. اگه به سرنوشت اعتقادی نداری٬ ولی نهایت تلاشت رو برای رسیدن به هدفات انجام بدی٬ سرنوشت به تو اعتقاد پیدا می کنه.

پ. ن ۳. ما دوست داریم این بنده ی cool خدا برنده ی جایزه ی Oscar بشود ٬ چون بسیار هنرمند میباشد. فیلم sweeney todd اش بسیار باحال است. دوست داریم ببینیم این فیلم را .

 

 

پ. ن ۴. شاد باشید و با خودتون شادی بیارین.

پ. ن ۵. همیشه سعی کنید خودتون باشید ٬ و بدونید توی دنیا هر کس به گونه ای Unique هستش.

پ. ن ۶. حرفه دیگه ای ندارم.

پ. ن ۷. مواظب خودتون باشید.

پ. ن ۸. BYE BYE

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 بهمن1386 توسط  °*° شیما °*°
بازهم یه سلام دیگه

امروز هم یه روز مثل روزای دیگه!!!!!!

راستش اصلا حوصله ی آپ کردن نداشتم ٬ ولی دیگه باید آپ می کردم چون از آپ قبلی 7 ٬ روزی میگذره. چی بگم؟؟

شنبه ی هفته ای که میاد ٬ ترم جدید دانشگاه شروع میشه و دوباره روز از نو ٬ روزی از نو.  از روزایی که گذشت هم اتفاق خاصی ندارم که بگم. همش تکرار . فقط راستی یه مدت دنبال یه کیف اسپرت نقره ای می گشتم که پیدا نکرده بودم. ولی چند روز پیش که رفته بودم خرید ٬ دقیقا همون کیفی که می خواستم پیدا کردم. یه کیف H&M نقره ای٬ کلی ذوق کردم  و یه ضرب المثل جدید به ادبیات فارسی اضافه کردم. گشتن پیدا کردن است.

این روزا مغزم خیلی به هم ریخته و آشفتس یه خونه تکونی می خواد ولی نمی تونم organize اش کنم. یه عالمه فکر و Idea توی سرم ریخته و هر طوری که می خوام مرتبشون کنم ٬ نمیشه. برای چند ساعت تمام افکارم رو organize می کنم ولی بعد دوباره به هم می ریزن. نمی دونم شاید من خیلی عجول هستم. یا شاید من فکر می کنم که باید به همه ی چیزایی که می خوام یا به همه ی نقشه هایی که برای زندگیم کشیدم برسم.

خلاصه نمی دونم ٬ هم با نشاط هستم و هم confused خیلی مسخرس دو تا حس متضاد رو همزمان دارم. یه دلیل دیگه هم برای آپ کردن دارم . یه عکس خیلی خوشکل پیدا کردم ٬ که بهونه ای شد برای آپ کردن.

 

 

چقدر قشنگه  روحیه ی من با اینجور منظره ها سازگاره. وقتی دیدمش٬ گفتم وقته آپه  اگه بیام اینجا حال مغزم خوب میشه.

خب دیگه حرف خاصی ندارم.

پ ن ۱.آپ بعدی باید جالب باشه ٬ چون ترم جدید شروع میشه و منم اتفاقای دانشگاه و نمره هام رو می نویسم  

پ ن ۲.مواظب خودتون باشید.

پ ن ۳. اگر شما هم تا کنون به مغز درد و confusion دچار شده اید ٬ هر گونه توصیه ای را می پذیرم.

پ ن ۴. Happy valentine's day

پ ن ۵.مخترع پ.ن کیه ؟

پ ن ۶. به قول خودم شاد باشید.

پ ن ۷. BYE BYE

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 بهمن1386 توسط  °*° شیما °*°
سلام  به همه

چه خبرا ؟ چیکار می کنید؟ حوصله دارید یا بی حوصله اید ؟ خسته هستین یا سرحالین ؟

حالا ممکنه بگید به تو چه  خب راستی به من چه ٬ مگه من داروغه هستم ؟؟ ولی خب امیدوارم هر کاری می کنید و هر جا هستید ٬خوب و خوش و سلامت باشید.

داشتم کتاب می خوندم طبق معمول چشمم افتاد به کامپیوتر و وسوسه شدم که آپ کنم. پس تاخیر رو جایز ندونستم و اومدم آپ کنم.

هوا امروز خیلی خوبه ٬ دارم از پنجره ی اتاق بیرون رو نگاه می کنم. آسمون کاملا صاف و آبیه ٬ خیلی هم سرده ٬ رو به روی آپارتمان ما یه سری درخت ردیف هستن و همه یه اندازن ٬ سبزه ٬ سبز هستن چون اینجا درختا کم پیش میاد که برگاشون بریزه٬ آخه تا اون حد سرد نمیشه. خلاصه اینکه از این منظره خیلی خوشم میاد.

آپ قبلی به نظرم خیلی باحال بود ٬ چون همه رو برای بازی دعوت کرده بودم. چندتا از دوستام بازی کردن و من بیشتر با روحیه و اخلاقشون آشنا شدم. همینجا از همه ی کسایی که بازی کردن تشکر می کنم که دعوتم رو تحویل گرفتن

تو این چند روز هم که اتفاق خاصی نیفتاد. کتابام رو از دانشگاه گرفتم. کتاب که چه عرض کنم کارتن کتاب ٬ این ترم بنده ریاضی گرفتم ٬ گفتم هم آسونه و هم شیرینه. وقتی رفتم کتابام رو بگیرم دیدم یه کارتن بهم دادن و گفتن این فقط ریاضیه. صبر کن تا بقیه رو بهت بدیم. بقیه کتابام خوب بودن ولی همون اول کارتن کتابای ریاضی رو که دیدم اینطور شدم وقتی اومدم خونه دیدمشون خیلی خوشم اومد ازشون٬ 22 تا کتاب 70 صفحه ای هستن ولی هر کدوم درباره ی یه رشته هستش مثلا یه کتاب درباره ی موسیقی ٬ و اینکه چه مباحثی از ریاضی لازمه ی موسیقیه که مثلثات بود و همچنین کتابایی درباره ی نقشه ها ٬ ساختمان ها ٬ نور ٬ سلامتی و......... یه جورایی ریاضی کاربردیه . تا حالا این مدلی ریاضی رو نخونده بودم ٬ فکر می کنم خیلی جالب باشه.

دیگه 3 روز پیش هم رفتم خرید ٬ یه کم دفتر و کلاسور و از این جور خرت و پرتا خریدم.

راستی من یه عکس آپ کردم توی پست قبل بدونه مطلب ٬ از این عکسه خوشم اومد گذاشتمش توی وبلاگ ٬ بعضی از دوستام پرسیده بودن که ناراحتی یا دلت گرفته که این عکسو گذاشتی. دوستای خوبم اول اینکه مرسی که این همه به فکرم هستین ٬ واقعا خوشحالم که دوستایی مثل شما دارم که حتی به عکسی هم که گذاشتم توجه کردین. ولی من ناراحت نبودم و دلم هم نگرفته بود فقط از این عکسه خوشم اومد یه طورایی Dark & Rock & Unique . کلا از عکس گرفتن و عکس جمع کردن خوشم میاد. به طور حرفه ای عکس نمی گیرم ولی همیشه هر جا برم از منظره ها و صحنه هایی که دوس دارم عکس میگیرم.

برای این آپ عکس نمی ذارم ٬ چون توی پست قبلی عکس گذاشتم.

گفته بودین یه شعری هم بذارم برای آپ ٬ منم گذاشتم. البته ترجمش نمی کنم چون نمی تونم حس رو به فارسی منتقل کنم. در ضمن کلمه های خیلی آسونی به کار برده شده که می دونم اکثرا متوجه میشن.

 

 

Some times I need me. Just me.

Is it possible to lose yourself?

Children……

I Hear their laugh sound and it makes me…. FLY

Yes…

 

When I'm lost  their voice makes me , find me again

We should go on

I'm grateful that I can Hear

Hear what is real

 

What is pure

 

The sound of Heaven on earth

 

 

پ ن ۱. نمی دونم چرا شروع کردم به پ ن گذاشتن  ولی می دونم اعتیاد آوره.

پ ن ۲. سه روزه فقط Bye bye Beautiful  by  Night wish  رو گوش می دم ٬ خیلی باحاله.

پ ن ۳ . دیگه حرفی ندارم.

پ ن ۴ . شاد باشید و مواظب خودتون باشید.

پ ن ۵ . BYE BYE  

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 بهمن1386 توسط  °*° شیما °*°


نوشته شده در تاريخ جمعه 12 بهمن1386 توسط  °*° شیما °*°

سلام  به همه

امروز چطورین؟

تو این آپم باید دوباره بازی کنم. آجی مریم منو به بازی دعوت کرده ٬ این بازی یه جورایی مثل بیوگرافی میمونه. راستش یکی از سخت ترین کارا اینه که بخوام از خودم بگم. یعنی نمی دونم چی بگم و یا اینکه از کجا شروع کنم. ولی خب چون مریم جون دعوت کرده ٬ منم بازی می کنم.

من تمام سوالای مسابقه رو از وبلاگه مریم جون می نویسم و جواب می دم.

خودتونو معرفی کنید.

شیما هستم ٬ متولد 28/6/1366 ٬ ترم دوم رشته ی IT ٬ دقیقا در روز 28 شهریور به دنیا اومدم چون از وقتی که یاد دارم همه ازم می پرسیدن مهرماه به دنیا اومدی و شناسنامتو شهریور گرفتن ٬ منم به همه میگم. نه!!! تو این روز به دنیا اومدم.   خصوصیت های اخلاقیم هم  چی بگم ؟؟

دختر شوخی هستم ٬ وارد هر جمعی که بشم  شادی میارم. زود دوست پیدا می کنم و همیشه سعی می کنم که به همه کمک کنم ٬ خیلی دوست دارم به دیگران کمک کنم. از دروغ و دورویی متنفرم. هیچ وقت دروغ نمی گم یا اینکه حداقل سعی کردم اینطور باشم. چون به نظرم هیچ دلیلی برای دروغ وجود نداره. دیگه اینکه همیشه مسئولیت کارهام رو به عهده میگیرم چه درست ٬ چه غلط .  چون به اختیار کامل آدما اعتقاد دارم. به نظرم ما همیشه آزادیم که خودمون راه درست و غلط رو انتخاب کنیم.

هر چیزی رو که بخوام باید بدست بیارم. هیچ کس نمی تونه منو مجبور کنه اون کاری که نمی خوام انجام بدم. بدم میاد خودمو به خاطر کسی تغییر بدم ٬ هیچ کس هم نمی تونه منو تغییر بده.

درسته که دختر شلوغی هستم ولی خب یه side آروم هم دارم و کسی رو توی خلوتم راه نمی دم.

لجباز و یه دنده  هم هستم که همه ی خانوادم  به این خصوصیتای اخلاقیم اعتراف می کنن.از هیچ چیز نمی ترسم (به جز موش و مارمولک) و عاشق فیلمای وحشتناک هستم.

از آشپزی هم متنفرم

فصل مورد علاقه

واقعا همه ی فصلای سال رو دوس دارم ٬ هر کدومشون زیباییه خاصی دارن.

رنگ مورد علاقه

سبز

غذای مورد علاقه

تمام غذاهای ایتالیایی مخصوصا پیتزا و پاستا.(پاستای اسفناج)

میوه ی مورد علاقه

اول پرتقال ٬ بعد سیب قرمز و سبز ( سیب زرد رو اصلا دوس ندارم)

موسیقی مورد علاقه

 ROCK AND METAL

بدترین ضدحالی که خوردم

من عاشق رشته ی معماری بودم و هستم  ولی خب بهش نرسیدم و این بدترین ضدحالی بود که خوردم.

ناشیانه ترین کاری که کردم  

تا حالا کاری نکردم که بشه اسمش رو گذاشت ناشیانه.

بهترین خاطرم

دیدن بهترین دوستم وقتی رفته بودم ایران.

کسی که بخوام ملاقاتش کنم

دوس دارم تمام دوستایی که توی بلاگفا دارم رو از نزدیک ببینم.

کسی که نخوام ملاقاتش کنم

در حاله حاضر به قول مریم دوس ندارم عزرائیل رو ملاقات کنم.

برای کی دعا می کنم

هر شب قبل از خواب برای خانوادم و همه ی موجودات زنده دعا می کنم.

موقعیت من در ده ساله آینده

مهندسیم رو گرفتم. به احتمال زیاد فوق هم گرفتم. کار نقاشی و موسیقی که سرگرمی های مورد علاقم هستن رو هم ادامه دادم. و از اونجایی که ده ساله دیگه بنده 30 ساله هستم پس فکر کنم ازدواج هم کردم.

 

 

پ ن ۱. یه خبر خیلی ناراحت کننده دیشب شنیدم ٬ Heath Ledger بازیگر باحال و خیلی هنرمند هالیوود در سن 28 سالگی به طرز مشکوکی مرده. خیلی ٬ خیلی  براش ناراحت شدم.

پ ن ۲. هر کس دوس داره ٬ تو این بازی شرکت کنه . من همه رو دعوت می کنم.

پ ن ۳. همیشه شاد باشید.

پ ن ۴. BYE BYE

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 بهمن1386 توسط  °*° شیما °*°

سلام به همه

چطورین؟

خوبین؟

سلامتین؟

دلم براتون تنگ شده بود. برای وبلاگم ٬ برای نظراتون ٬ یه جورایی به اینجا عادت کردم.

من امتحانام تموم شد. خوب دادم ٬ دیگه تا ببینم استادام چند میدن.  ترم اول زودتر از اون چیزی که فکر می کردم تموم شد. حالا هم یه تعطیلات توپ 3 هفته ای دارم تا شروع ترم بعد. دیگه فردا ٬ پس فردا باید برم کتابای ترم جدید رو تحویل بگیرم. ذهنم پر بود نمی دونستم از کجا شروع کنم ولی الان چیزی به ذهنم  نمیرسه که بگم.

خب یه کم از زمانی که داشتم خودمو  برای اولین امتحانم آماده می کردم می گم. من تازه ترم اولم و خب ما وقتی توی مدرسه درس می خونیم ٬ همش به فارسیه و مشکلی نیست. ولی توی دانشگاه همه ی درسای من به انگلیسیه و اولین بارم بود که میخواستم به انگلیسی امتحان بدم. خیلی دلشوره داشتم . اصلا دو روز اشتهام کور شده بود. کتابم شده بود nightmare واسم.

حالا بگذرم از اینکه چقدر خوندم و چند روزی که فرجه داشتم چقدر زحمت کشیدم.

روز امتحان رفتم دانشگاه ٬ افتاده بودم توی کلاس نه توی سالن. دستام یخ زده بود. وقتی برگه ها رو پخش کردن . چشمتون روز بد نبینه دیدم 9 صفحه هستش.  وقتمو تلف نکردم و شروع کردم به جواب دادن. همش فکر می کردم وقت کم میارم ولی خدا رو شکر وقت کم نیوردم. ولی دستم شکست از بس نوشتم.

خلاصه اولین تجربه ی من در امتحان به  انگلیسی خوب بود. ولی خیلی ترسیده بودم. امتحانای بعدش دیگه برام عادی شد و ترس نداشت هر چند اونا هم 9 صفحه و 10 صفحه بودن.

نتیجه این که خواستن ٬ توانستن است. و اینکه انسان موجودیه که زود به شرایط جدید عادت میکنه

الان دارم یه آهنگ گوش میدم خیلی قشنگه ٬ فکر کنم تا الان 100 بار گوشش کردم. اسمش Lips of an angel هستش از گروه Hinder .

دیشب هم یه فیلم خیلی توپ از Mbc2 دیدم نمی دونم کسی دیدتش یا نه اسمش S.W.A.T بود. بازیگر مورد علاقم نقش اصلیش بود. colin farrell خیلی توی حس نقشاش میره.

خب دیگه چی بگم؟؟؟

برای امشب دیگه کافیه ٬ هر اتفاق خاصی بود نوشتم. خیلی خوشحالم که دوباره آپ کردم و نظرای قشنگتون رو می خونم.

مواظب خودتون باشید.

هر چقدر هم که مشکل دارین ٬ سعی کنید که با یه لبخند روحیه ی خودتونو بدست بیارین. چون هر روز یه روزه جدیده.

شاد باشید.

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 بهمن1386 توسط  °*° شیما °*°
Blog Skin