دشتهایی چه فراخ!
کوه هایی چه بلند!
در گلستانه چه بوی علفی می آمد!
من در این آبادی٬ پی چیزی می گشتم:
پی خوابی شاید٬ پی نوری ٬ ریگی ٬ لبخندی..
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود٬ که صدایم میزد.
پای نی زاری ماندم٬ باد می آمد٬ گوش دادم:
چه کسی با من٬ حرف میزد؟
سوسماری لغزید.
راه افتادم.
یونجه زاری سر راه٬ بعد جالیز خیار٬ بوته های گل رنگ
و فراموشی خاک.
لب آبی
گیوه ها را کندم٬ و نشستم٬ پاها در آب :
« من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی٬ سر رسد از پس کوه.
چه کسی پشت درختان است؟
هیچ ٬ می چرد گاوی در کرد.
ظهر تابستان است.
سایه ها می دانند٬ که چه تابستانی است.
سایه هایی بی لک ٬ گوشه ای روشن و پاک ٬ کودکان احساس! جای بازی اینجاست.
زندگی خالی نیست :
مهربانی هست ٬ سیب هست ٬ ایمان هست.
آری .. تا شقایق هست ٬ زندگی باید کرد.
در دل من چیزی است٬ مثل یک بیشه ی نور ٬ مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم٬ که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت٬ بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است٬ که مرا می خواند.»

سلام
هر چی الان به ذهنم برسه می نویسم.
چون نمی دونم درباره ی چی باید بنویسم.
- اسکارلت شدم. چون فعلا نمی تونم در رابطه با مشکلم کاری بکنم. میگم ولش کن فردا بهش فکر می کنم. هر روز میگم فردا. خیلی استراتژیه باحالی حالا می فهمم چرا اسکارلت همیشه به کارش می برد. نمی دونم بگم خوبم یا بدم؟ چون هیچ کدوم نیستم. یه حس بی حسی دارم.حتی نمی تونم بگم دپرسم. اصولا شانس من اینجوریه. واسه هر کاری که میخوام انجام بدم باید ۱۰۰۰ بار نصف عمر بشم. فکر کنم نصف عمر شدن من عادی شده.
- فکر نکنید چون لحنم طنز آلوده یعنی حالم خوبه. نچ! اشتباه نکنید. این راه منه وقتی دیگه کاری از دستم برنمیاد.
- درسا رو هم می خونم. یعنی فکر کنم تنها کاریه که می کنم. کوفتشون بشه بهشون خیلی می رسم.
- این TMA ها اعصابمو خورد می کنن. نپرسید TMA چیه ؟ خودم میگم. من به TMA میگم حالگیری نیم فصل. میشه گفت TMA نیمچه پروژه اس که در هر ترم واسه هر درس دوتا TMA بهمون میدن و ما باید تویه یه تاریخ معین تحویلشون بدیم. خیلی هم سخت هستن. بعد هم که کلی تلاش می کنم٬ استاد شاخ میشه و هزارتا بهونه میاره که کامل نیست. خب به درک دیگه چیکار کنم.
- در حال حاضر دوس دارم اینقدر حرف بزنم و نق بزنم تا راحت بشم. ( بعضی وقتا غیر قابل تحمل میشم
)
- آهنگ Stricken از گروه Disturbed جدیدا آرامش خاصی بهم میده. اگه خواستین از وبلاگ شهریار دانلودش کنین. خیلی باحاله. ( تذکر: آهنگ آرومی نیست٬ ولی آرامش بخشه.)
- دلم تنگ شده واسه یه آپ چرت و پرت.
- دلم تنگ شده واسه بی خیالی.
- دلم تنگ شده واسه دیدن یه کنسرت باحال و راک.
- عاشق سریال NCIS هستم. proby,ziva,toni dino zo,agant gibz and my fav one Abby they are like the Coo0o0o0olest
- عصرونه با مامان و آجی می چسبه. نوش جونم.
- چند تا فیلم جدید آوردم ٬ تنبلیم میشه ببینمشون.
- در نظر سنجی وبلاگها یکی به من رای داده. هر کیه بهم بگه. مرسی از لطفش.
- عکسه وبلاگو عوض کردم. قشنگه؟
- قالب وبلاگ عوض نمیشود.
- دیگه دارم چرت و پرت میگم. همونی شد که می خواستم.
- شاد باشید.
- بای بای



سلام
Se Una Regola C'e
خیلی آهنگ قشنگیه که الان دارم گوش میدم.
چی می خواستم بگم؟ یادم رفت
۱۰ دقیقه پیش سلام نوشتم ولی نمی دونم چی بنویسم. خیلی حرف داشتم که بنویسم. فکر کنم از این به بعد باید اون چیزایی که می خوام بنویسم رو روی برگه یادداشت کنم که مثل الان یادم نره. ولی that's ok یه کم که شروع کنم به نوشتن٬ خودشون میان توی ذهنم.
یکی از دوستای قدیمی خوبم که توی ایران مانیا می شناختمش یه وبلاگ زده و من بعد از مدتی دوباره پیداش کردم. این وبلاگ رو میگم. ولی من این روزا کم پیداتر شدم و ایران مانیا نمیرم مثل اولا.
ناراحتم
چون عاطفه جوووووووووون وبلاگشو حذف کرده. آخه چرا
این وبلاگه بیچاره تازه یه سالش بود٬ چرا کشتیش عاطفه![]()
درسا هم سنگین تر شدن٬ منم بیشتر مشغول درس خوندن شدم. TMA ها هم شروع شدن. میان ترمها هم از ۲ یا ۳ هفته ی دیگه شروع میشن. همین دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه... کسی رو هم خبر نمیکنم چون خیلی مطلب خاصی ننوشتم.![]()
واسم دعا کنید. تنها چیزی که الان بهش نیاز دارم اینه که کارها اونجوری که می خوام پیش برن.

