اینم یه پست دقیقه نودی
از دیروز تصمیم داشتم آپ کنم بعدش گفتم نه بذارم واسه روز آخر ٬ بیشتر می چسبه.
فکر کنم توی تعطیلات عید تنها کسی که توی بلاگفا بمونه منم٬ چون نه قراره به کسی سر بزنم و نه به کسی تبریک حضوری بگم. چند تا تلفن به فک و فامیل در وطن همین.
چند روز گذشته به چند تا وبلاگ سر زدم دیدم همشون از این نوشتن که چه کارایی تو سال ۸۷ انجام دادن. من به این فکر افتادم که سال ۸۷ خیلی معمولی بوده واسم. بد نبوده ولی کار خاصی انجام ندادم که حالا بخوام اسمشو ببرم. خلاصه حرف خاصی از سال ۸۷ ندارم. فقط اینکه سال بی آزاری بود. دوس دارم سال جدید اتفاقای جالب و قشنگ توی زندگیم بیفته که سال دیگه بتونم ازشون صحبت کنم.
البته باید بگم که تو سال ۸۷ دوستای وبلاگیم رو بیشتر شناختم. یه جورایی بیشتر از بلاگفا همدیگه رو می شناسیم ٬ دیگه حالت رسمی ماههای اول رو با هم نداریم و صمیمی تر شدیم. اگه یکیمون نباشه بقیه سراغشو میگیرن. خلاصه رابطه ها صمیمی تر شده و من از این که دوستای گلی مثل شما دارم خوشحالم و واسه ی همتون ارزش خاصی قائلم.![]()
خب دیگه دوست جون ها سال نو مبارک ![]()
سالی پر از محبت و شادی و به قول بعضیا پول رو واستون آرزو میکنم. ![]()
فکر کنم هممون ۳ تا آرزوی مشترک داشته باشیم.
۱. سلامتی خانواده امون و همه ی دوستان و عزیزانمون.
۲. بهتر شدن وضع اقتصادی همه ی دنیا من جمله (درسته؟) وطن گرامی![]()
۳. رسیدن به تک تک آرزوهای قشنگ و عجیب و مسخره و جالب و کوچک و بزرگ و خلاصه هر چی اسمش هدف یا آرزو هستش.![]()
اگه هم از کسی ناراحتین ببخشین. Spirit عید رو همه جا پخش کنید. اگه هم کسی از من ناراحته به بزرگیه خودش ببخشه. قصد خاصی نداشتم. منم از کسی کینه ای به دل ندارم.![]()
باورم نمیشه اینقدر زمان زود میگذره ( حالا توی کامنتاتون نگید باورت بشه
) تازه فهمیدم ۲۱ اسفنده... ای بابا چه خبره؟ یه کم آروم تر حرکت کن زمان جان. اون زمانی که بچه بودم آرزوم این بود که این زمان یه کم سریعتر بگذره تا من ۱۸ سالم بشه فکر می کردم دیگه خیلی بزرگ میشم ولی حالا علاوه بر اینکه به این نتیجه رسیدم که ۲۵ سال هم سنی نیست ٬ بلکه آرزوم برعکس شده ای کاش چند سال زمان متوقف بشه بعد هر وقت من گفتم حرکت کنه.
چند روز پیش داشتم به این فکر می کردم که چقدر جو بلاگفا پارسال باحال بود. یادش بخیر همیشه توی وبلاگ یکی از بچه ها جمع می شدیم و کامنت باکس رو چت روم می کردم. مثلا یادمه یه بار رفته بودیم وبلاگ سلمان ٬ من و عاطفه و تارا و شهریار و کاوه . بعدشم شهریار یه زنگ زد به سلمان که بیاد. کلی حرف می زدیم و بعد کامنت باکس وبلاگ مربوطه رو آب و جارو می کردیم و می رفتیم. شهریار هم همیشه بادکنک می آورد.
اما الان دیگه از این خبرا نیست.. به خدا بعضی وقتا دلم از بلاگفا میگیره و اصلا دوس ندارم آپ کنم.
فقط خواستم یاد گذشته بکنم و بگم How much i enjoyed those moments
چندبار سعی کردم دوباره همه رو دور هم جمع کنم ولی نشد یه دست صدا نداره. داره ؟ نچ نداره ![]()
anyway یادتون نره شاد باشید٬ آدم اصلا از یه لحظه ی دیگش خبردار نیست
به نظر من اصلا ارزش نداره که ناراحت بشیم. بهتره آدما رو همونجور که هستن قبول کنیم . اصلا به این فکر نکنید که کسی رو تغییر بدین اونو با همه ی عیباش دوس داشته باشید. ( نگین شیما باز فلسفی شد
)
پ.ن.۱. من هر وقت مریض بشم یا مثلا سرگیجه داشته باشم مامانم گیر میده میگه غذا نمی خوری.. آخه مادر من نمیشه که مثل فیل غذا بخورم پس Style چی میشه ؟
( کلا طبیعتم اینه که کم غذام چیکار کنم مامان؟)
پ.ن.۲. ما اصولا عاشق عید می باشیم.
پ.ن.۳. وقتی داری می خونی یه کم سرتو ببر عقب تر چشمات ضعیف میشن ![]()
پ.ن.۴. خواهشتا بسه دیگه اینقدر تریپ غم و غصه نیاین ( نمی دونم این جمله درسته یا نه؟ ) Drama queen شدن دیگه مد نیست.
وجدانا سیر نشدین از ناراحتی و نمی تونم و حوصله ندارم و .. غم طولانی بعد از یه مدت دیگه بی مزه میشه.
پ.ن.۵. برم دیگه درس بخونم... در ضمن در دانشگاه ما به آسانی نمره نمی دهند من خیلی تلاش می کنم. قابل توجه کسانی که سوال پرسیده بودند. ![]()
پ.ن.۶. See ya
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعدا نوشت : بعد از خوندن کامنت سلمان به دو نتیجه رسیدم. ۱. آره درسته من خودم هم مثل اولا اکتیو نیستم. اگه از کسی گله می کنم باید اول از خودم شروع کنم.
۲. کدورت خاصی وجود نداره ! فکر کنم بزرگترین دلیلش همون تنبلی باشه.
what is hope
What hope means
Hope is bright shining light which keeps darkness at the bay
Hope is gentle cold breeze on a hot summer day
Hope is to remain positive when going gets tough
hope is seeking more when others think u had enough
What hope means
Hope is dreaming of tommorow
Hope is simmering under sorrow
Hope is sparkles when tears in our eyes
Hope is a beautiful thing & beutiful things never dies
What hope means
Hope is as light as a feather
Hope keeps all of us together
Hope is ubiquitous and free of cost
hope is the last thing ever lost.....
Vineet Bansal
امید چیست؟
امید به چه معناست؟
امید نور تابناک و درخشانی است که تاریکی را در قفسه نگه می دارد.
امید نسیم سرد و آرامیست در یک روز گرم تابستان...
امید این است که مثبت و خوش بین بمانیم وقتی رفتن (ادامه دادن) سخت می شود.
امید گشتن بیشتر است وقتی دیگران فکر می کنن که تو به داشته هات اکتفا کرده ای
امید به چه معناست؟
امید آرزوی فرداست.
امید آهسته جوشیدن زیر غمهاست..
امید درخشش و تلالو است زمانی که اشک در چشمان ماست
امید چیز زیبایی است و چیزهای زیبا هرگز نمی میرند.
امید به چه معناست؟
امید به سبکی٬ پر و بال است.
امید همه ی ما را با هم نگه میداره.
امید در همه جا حاضر و از قیمت آزاد است.
امید آخرین چیزیه که برای همیشه باقی می مونه.

پ.ن. خیلی این شعر به دلم نشست.
سعی کردم تا اونجایی که می تونم قشنگ ترجمه کنم.
چطورین؟
It's good to be back . دلم واسه ی وبلاگهای دوستام و وبلاگ خودم تنگ شده بود.
رفته بودم مسافرت. خیلی خوش گذشت به فکر همه بودم.![]()
مرسی که بهم سر زدین.
نتیجه ی امتحانام رو هم دیدم. خدا رو شکر.... واقعا راضی بودم. همه ی درسام A شدن. دیگه کم کم خونه تکونی ها شروع شده. منم از هفته ی دیگه باید به مامانم کمک کنم. سال گذشته که مریض شدم و در رفتم. دیگه امسال راه فرار نیست. ![]()
این میلان هم که داره منو پیر می کنه با این نتیجه هایی که میگیره ![]()
پ.ن.۱. ولی واقعا Time flies انگار همین چند روز پیش واسه ی سال ۸۷ پست زدم.
پ.ن.۲. کلــــــــــــــــــــــــــــــــــــی کار دارم.
پ.ن.۳. بعضیا بهتره به اعمالشون و به حرفاشون فکر کنن... اگه هم نخواستن فکر نکنن.
پ.ن.۴. به یه فکر جدید نیاز دارم. یه تحول ... یه انرژی تمام نشدنی.... یه سیستم فکری Ok ....شاید یه کار جدید٬ آره دوس دارم یه چیز جدید یاد بگیرم.
پ.ن.۵. یه زحمتی دارم واستون. خصوصیتهای منفی منو بهم بگین دوس دارم بدونم.
پ.ن.۶. فکر کنم دیگه حرفی نیست.
Ciao

